افسردگی یا انحطاط روحی را معالجه کنید؟
انحطاط روحی Depression كه غالباً افسردگی بالینی، اختلالات خلق و خوی یا اختلالات عاطفی نامیده می شود، بیمار را دچار آشفتگی اندیشه، آشفتگی عاطفی، تغییر رفتار و بیماری های جسمانی می كند.
افسردگی بالینی، از دیدگاه عملكردهای اجتماعی بیش از دیگر بیماری های مزمن، بیمار را ناتوان می كند. افسردگی كبیر بیش از بیماری های مزمن ششی، التهاب مفصل و دیابت ، ناتوان كننده است. افسردگی یك سندروم (Syndrom) یعنی مجموعه ای از علامات مرضی(Symptoms) مختلف است.
افسردگی بیماری بسیار شایع عصر ماست. و در تمامی جهان روندی فزاینده دارد و متاسفانه در کشور ما یکی از چالش های جدی صحی را در جامعه ما خصوصآ در بین طبقه سوم یعنی فقیرتشکیل میدهد ام در بین همه طبقات اجتماعی شیوع دارد. این در حالی است كه حدود نیمی از مبتلایان به افسردگی یا از بیماری خود بی خبرند یا بیماری آنها چیزی دیگر تشخیص داده شده است. افسردگی یك بیماری اختصاصی نیست بلكه در تماما سنین و همه نژادها، هم در زنان و هم در مردان ظاهر می شود امی در کشور ما شیوع مرض در بین زنان به مراتب بیشتر است. افسردگی بیماری ساده ای نیست بلكه انواع گوناگون دارد به طوری كه در بعضی افراد به صورت هایی ظاهر می شود كه ما عموماً آنها را افسردگی نمی شناسیم. افسردگی پس از آنكه درمان شد غالباً باز می گردد.
افسردگی مسائل گوناگونی به همراه دارد. غیراز مسائل طبی و اندوه كه بسیار شایع است، فرد مبتلا به افسردگی خود را در كارها مورد تبعیض و از نظر اجتماعی مطرود و حتی منفور خانواده خودش می بیند. گاهی انزوای همراه افسردگی، بیمارانی را كه وضعی درمان پذیر دارند به دوری از مردم یا به سوی مرگ سوق می دهد. درباره افسردگی خبرهای خوشی نیز وجود دارد:بیشتر انواع افسردگی قابل درمان اند.
شرح بیماری
افسردگی عبارت است از احساس غم، دلسردی، یاناامیدی به مدت حداقل 2 هفته در اغلب روزها و اغلب ساعات روز، به علاوهعلایم همراه.
علایم تشخیص افسردگی عبارت اند از:
1- افسرده بودن خلق و خوی در بیشتر روزها، تقریباً هر روز.
2- كاهش آشكار علاقه یا میل به هر نوع فعالیت در زندگی؛ بیحوصلگی و دلزدگی؛ناتوانی از لذت بردن
3- كاهش یا افزایش قابل توجه وزن بر اثر كاهش یا افزایش اشتهای غذا خوردن.
4- بی خوابی یا پرخوابی و خواب ناراحت در غالب شب ها.
5- افزایش یا كاهش اعمال روانی حركتی یا فعالیت های ذهنی.
6- خستگی یا كاهش انرژی و از دست دادن میل جنسی.
7- احساس احساس ناامیدی ، بی ارزشی یا گناهكار بودن
8- كاهش توان اندیشیدن یا تمركز ذهن و تصمیم گیری.
9- تحریکپذیری؛ بیقراریواندیشیدن به مرگ ( نه ترسیدن از آن) و به خودكشی، بدون داشتن طرحی برای آن ، یا اقدام به خودكشی با طرحی از پیش ریخته.
10-دردهای مختلف، مثلسردرد، درد قفسه سینه بدون شواهدی از بیماری جسمی
داشتن حداقل پنج علامت یاد شده برای ابتلا به افسردگی كبیر كافی است. ولی علامات مرضی یك و دو باید جزء آن علامت باشند. افسردگی نمی تواند واكنش معمولی مرگ یك عزیز باشد. همه افراد مبتلا به افسردگی تمام علامات مرضی این بیماری را ندارند و شدت علامات مرضی در افراد مختلف متفاوت است.
افسردگی اقسام گوناگون دارد، شایع ترین آن افسردگی كبیر است كه فرد مبتلا به آن گاهی شاد و خوشدل و موقتاً فعال می شود. نوعی از افسردگی كبیر به افسردگی مالیخولیایی موسوم است كه بیمار هیچ گاه از چیزی دلخوش نمی شود در حدود 15 درصد مبتلایان به افسردگی كبیر دچار افسردگی اوهام اند كه معمولاً با خلق و خوی اندوهگین همراه است. مثلاً خود را گناهكار و غیر قابل بخشش تصور می كنند. در حدود 15 در صد مبتلایان به افسردگی كبیر نیز دچار روان پریشی می شوند.
نوع دیگری از افسردگی وجود دارد به نام "افسردگی غیرمعمول" كه بر خلاف اسمش شایع است. علامات مرضی آن عكس علامات مرضی افسردگی معمولی است كه مبتلایان كم می خوابند و كم می خورند. مبتلایان به افسردگی غیر معمول زیاد می خوابند و زیاد می خورند و به سرعت اضافه وزن پیدا می كنند. به قول یكی از متخصصان برجسته بیماری افسردگی ( دونالد كلاین)، افسردگی غیر معمول، "مزمن" است نه" دوره ای" ؛ از بلوغ آغاز می شود و بیماران نسبت به همه امور كم توجه اند.
نوع دیگرافسردگی، روان رنجوری است كه عموماً حدود دو سال طول می كشد و علامات مرضی آن خفیف تر از افسردگی كبیر است ولی همواره احساس ناراحتی می كنند.
شیوع افسردگی در قرن بیستم به خصوص بعد از دو جنگ جهانی بیشتر شده است، علت آن را مصرف دارو و الكل، افزایش استرس و كاهش اشتغال گفته اند ؛ علت دیگر افزایش افسردگی تغییرات اساسی اجتماعی است. گروهی از روان شناسان بر این باورند كه جامعه كنونی، كانونی ناسالم در درون افراد به وجود آورده و آنها را بیش از اندازه به رضایت خاطر و شكست های شخصی وابسته كرده است.
آنچه گفته شد جنبه نظری دارد ولی بعضی از پژوهشگران درباره جنبه علمی علت ها اظهار نظر كرده اند. بر اساس پژوهش های آنها، تلویزیون " منشاء عمده افسردگی است"Paul Kottl روان پزشك مركز پزشكی پنسیلوانیا كشف كرده است كه " ارتباط تنگانگی بین دسترسی مداوم كودكان به تلویزیون و افسردگی كبیر در 24 سالگی وجود دارد."Kottl می نویسد:
" اثرات اجتماعی برنامه های چند ساعته تلویزیونی، باید از دلایل شروع زودرس افسردگی كبیر در نوجوانان به حساب آید، هزاران ساعت تماشای تلویزیون، كودكان ما را در معرض خشونت های ابلهانه مكرر قرار می دهد و آنها را هر چه بیشتر از تماس های اجتماعی با همسالان و خانواده دور می كند."
افسردگی كبیر بیشتر در دهه های سوم و چهارم زندگی ظاهر می گردد و در غالب افراد بین شش ماه تا یك سال، حتی بدون درمان رفع می شود ؛ ولی اگر درمان شود بعد از چند هفته از بین می رود. بازگشت افسردگی در بیش از نیمی از افراد ظرف دو سال بعد از رویداد نخستین رخ می دهد. خطر افسردگی با تعداد بازگشت ها افزایش می یابد. بدین معنی كه بعد از دو بازگشت، هفتاد در صد و بعد از سه بازگشت به نود درصد می رسد.
تصنیف افسردگی
۱- افسردگی اساسی: این نوع افسردگی اختلال در خلقمیباشد که معمولا ۲ هفته بطول می انجامد. احساس دلتنگی و حزن مفرط و از دست دادنمیل و لذت از فعالیتهای دلپذیرو احساس گناه و بی ارزشی از نشانه های آن میباشد. ایننوع افسردگی خطرناک بوده و میتواند به خود کشی منجر گردد.
۲- افسردگی مزمن: شدتعلایم آن از افسردگی اساسی کمتر بوده اما دوره آن طولانی و ممکن است و ۲ الی ۵ سالبطول انجامد. علایم آن معمولا ناتوان کننده نمیباشد اما در عملکرد مناسب و احساسخوشایندی فرد تاثیر گذار است.
۳- اختلال در سازگاری: هرگاه انسان عزیزی را ازدست میدهد، شغلش را از دست داده و یا تغییر میدهد، و یا آگاه میگردد که بیماریلاعلاجی دارد کاملا طبیعی است که احساس استرس، اندوه و خشم میکند. اما در نهایت امرافراد خود را با شرایط پدید آمده وفق میدهند. اما برخی قادر به چنین عملی نمیباشند. هنگامی که واکنش فرد به یک موقعیت و یا حادثه سبب افسردگی در وی میگردد به آناختلال در سازگاری میگویند.
۴- اختلال دو قطبی: به تغییرات غیر قابل پیش بینیخلق از شیدایی تا افسردگی اختلال دو قطبی میگویند. در یک زمان فرد رفتار برونگراییمفرط، پر حرفی، خود بزرگ بین از خود بروز میدهد و در دوره ای دیگر افسردهمیگردد.
۵- افسردگی فصلی: این نو ع افسردگی معمولا در زمستان شیوع می یابد. علتآن
عوامل زیر خطر بازگشت افسردگی را افزایش می دهند:
اگر نخستین افسردگی پیش از بیست سالگی رخ داده باشد و سابقه خانوادگی موجود باشد؛
اگرنخستین افسردگی شدید باشد و دیر به درمان اقدام شده باشد؛
اگر بیماری روانی دیگری نیز وجود داشته باشد؛
اگر فرد نسبت به استرس ها یا دیگر عوامل اجتماعی آسیب پذیرتر باشد.
اگر فرد از افسردگی قبلی كاملاً بهبود نیافته باشد؛
اگر افسردگی در اواخر عمر رخ داده باشد.
علل پدید آمدنافسردگی
برای بیماری افسردگی واقعی هیچ علت یگانه و روشنینمیتوان متصور بود. بعضی از عوامل زیستشناختی مثل بیماریهای جسمی،اختلالات هورمونی، یا بعضی داروها میتوانند نقش داشته باشند.
عواملاجتماعی و روانی نیز میتوانند نقش داشته باشند.
اختلالات ارثی نیزمیتوانند مؤثر باشند.
بروز این حالت ممکن است با تعداد وقایعناراحتکننده زندگی فرد ارتباط داشته باشد.
عوامل تشدید کننده بیماری نیز گوناگون میباشد:
وراثت یا سابقه خانوادگی افسردگی .
محیط های نا ایمن و خطرناک مانند: آلودگی هوا و آب.
محیطهای آشفته مانند: خشونت در خانه و روابط.
درگذشتهمسر، فرزند، والدین و دوستان.
ضربه های روحی شدید در کودکی و یابزرگسالی.
از دست دادن حمایتهای اجتماعی در پی طلاق، دوری از دوستان، قطعرابطه، از دست دادن شغل، تغییر شغل یا نقل مکان به یک جای جدید
شرایط ناسالم اجتماعی مانند: فقر، بی خانمانی و خشونتدر جامعه.
بیماریهای مزمن مانند سرطان، دیابت و ایدز.
شکست وناکامیها-تجارب ناخوشایند مانند شکست در کار، ازدواج، یا روابط با دیگران.
تغییرات هورمونی – اختلال در تعادل انتقال دهندههای عصبی همچون سروتونین.
در اثر مصرف برخی داروها مانند داروهای خواب آور، ضدبارداری و کاهنده فشار خون بالا.
استفاده از الکل، مواد مخدر و دیگرداروها.
تغذیه نامناسب مانند کمبود فولات و ویتامین B1 و یا مصرف زیاد موادقندی و کافئین دار.
ضعف شخصیت، اعتماد بنفش پایین، بد بینی و هموابستگیها.
استرس .
الگوی تفکرات منفی.
عدم تحرک بدنی و نداشتنتفریح و سرگرمی.
انزوا و گوشه گیری
عصبانیت یا احساس دیگری که فروخورده شده باشد.
داشتن شخصیتی وسواسی، منظم و جدی، تکاملگرا، یاشدیداً وابسته
انجام بعضی ازاعمال جراحی مثل برداشتن پستان به علتسرطانوجود یک بیماری یامعلولیت عمده
گذر از یک مرحله از زندگی به مرحلهای دیگر، مثلاًیائسگی یا بازنشستگی
پیشگیری
تغییرات عمده زندگی را پیشبینی و آمادگی لازم برای مواجهه شدن باآنها را کسب کنید.
حتیالامکان از عوامل خطر پرهیز کنید.
عواقب مورد انتظار
در بسیاری از موارد، بیماری خود به خودخوب میشود، اما با کمک گرفتن از پزشک میتوان مدت افسردگی را کم کرد وروشهای مقابله با افسردگی را فرا گرفت. عود افسردگی شایع است. درصد بهبودیبالا است، حتی اگر فرد به هنگام افسردگی، نسبت به بهبودی خود دید منفیداشته باشد.
عوارض احتمالی
خودکشی. علایم هشداردهنده آن عبارتنداز: ـ گوشهگیری از خانواده و دوستان ـ عدم توجه به ظاهر خود ـ به زبانآوردن این که فرد میخواهد «همه چیز را تمام کند» یا اینکه «زیادی است ومزاحم دیگران.» ـ شواهدی از داشتن نقشه برای خودکشی (مثلاً نوشتنوصیتنامه یا توجه به یک سلاح قتاله) ـ خوشحالی ناگهانی پس از احساسنومیدی طولانی مدت ـ عدم بهبود افسردگی
درمان
اصول کلی
در صورتی که علایم خفیف تامتوسط باشند، روشهای به عهده گرفتن مراقبت از خود را در پیش گیرید:
با دوستان و خانواده صحبت کنید.
به طور منظم ورزش کنید.
یک رژیم غذایی متعادل و کمچرب داشته باشید.
الکل مصرفنکنید؛
کارهای عادی زندگی خود را ادامه دهید.
فیلمهایخندهدار و شاد ببینید.
در صورت امکان به تعطیلات بروید.
احساسات خود را در یک دفتر خاطرات روزانه بنویسید.
سعی کنیدمشکلات در روابط با دیگران را حل کنید (البته بهتر است که در این زمانتصمیمات عمده نگیرید).
تا حدی که میتوانید فعالیت در زمان ابتلا بهاین بیماری خود را حفظ کنید.
مسؤولیتهای خود را تا زمان بهبودی بهفرد دیگری واگذار کنید.
به گروههای حمایتی در مورد افسردگی بپیوندید.
داروها
داروهای ضدافسردگی برای بعضی از افراد کهافسردگی طولانیمدت یا نسبتاً شدید دارند.
لیتیم برای مواردی کهدورههایی از سرخوشی غیرطبیعی و افسردگی متناوباً رخ میدهند.
فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری
محدودیتی برای آن وجودندارد. فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری ها و علایق روزانه را حفظ کنید حتیاگر حوصله آنها را ندارید.
رژیم غذایی
یکرژیمعادی و متعادل داشته باشید حتیاگر اشتها به غذا ندارید.
درچه شرایطی باید به پزشک مراجعه نمود؟
اگر شما یا یکی از اعضایخانوادهتان علایم افسردگی دارید.
اگر احساس تمایل به خودکشی یاناامیدیدارید.
کاهش تابش نور خورشید است.این افسردگی سبب سردرد، تحریک پذیری و کاهش سطح انرژیمیگردد.
راهبردهایی برای غلبه برافسردگی
۱- برای خود اهداف قابل دسترس تعیین کنید.
۲- تنها به میزان معقول و در حد توان خود مسئولیت بعهده بگیرید.
۳- کارها، اهداف ووظایف بزرگ را به بخشهای کوچک تقسم کنید.
۴- مدیریت زمان و الویت بندی را فراموشنکنید.
۵- مدتی از وقت خود را با دیگران و یک دوست صمیمی سپری کنید. سعی کنیدفردی را در زندگی بیابید که بتوانید به وی اعتماد کرده و با وی درد دل کنید.
۶- به سرگرمیهایی که علاقه دارید بپردازید.
۷- ورزش کنید و فعالیت بدنی منظم داشتهباشید.
۸- تا بر طرف شدن آثار افسردگی تصمیمات مهم و حیاتی خود را به تعویقاندازید.
۹- به خاطر داشته باشید که بهبودی خلق افسرده زمانبر و تدریجی میباشدانتظار معجزه نداشته باشید.
۱۰- از افراد غیر حامی و منتقد اجتناب کنید.
۱۱- به دوستان و خانواده خود اجازه دهید در روند بهبودی به شما کمک کنند.
۱۲- افکارمثبت را جایگزین افکار منفی گردانید.
۱۳- به خاطر داشته باشید که زندگی بطورذاتی مبهم و نامشخص بوده و در بسیاری از شرایط تنها یک پاسخ واحد مشکل گشا نخواهدبود.زندگی مملو از احتمالات است.
۱۴- شما باید بیاموزید چگونه میان اموری که شمامسئول آنها میباشید و یا نمیباشید تفاوت قائل گردید. معمولا افراد کنترلی که برشرایط دارند را کمتر و یا بیشتر از آنچه هست بر آورد میکنند.اموری که شما مسئولیتیدر قبال آن ندارید و یا خارج از کنترل شماست به حال خود بگذارید.
۱۵- شما بایدقادر باشید میان موقعیتهایی که ارزش شما باید بر اساس موفقیتهای شما تعیین گردند ودیگر موقعیتها تفاوت قائل گردید.
۱۶- شما باید بیاموزید که چه زمان باید بااحساسات خود ارتباط برقرار کرده و چه زمان از آنها فاصله بگیرید.
۱۷- شما بایدبیاموزید که چه هنگام باید به زمان حال تمرکز کنید و چه هنگام به زمانآینده.
۱۸- خوشبختی و نیل به شادی در زندگی هدف نامعقولی نیست اما شما بایدابتدا مفهوم خوشبختی را برای خود معنا کرده و سپس با برنامه ریزی و ایجاد سلسهمراتب و پیروی از آنها به خوشبختی مطلوب خود دست یابید.
۱۹- شما باید قادر باشیدکه میان احساسات درونی خود و واقعیتهای عینی تفاوت قائل گردید.
۲۰- شما بایدقادر باشید تا با دیگران رابطه برقرار کنید.
۲۱- اعتماد بنفس خود را افزایشدهید.
۲۲- وابستگی خود را به دنیای خارج کاهش دهید.
۲۳- به خاطر داشته باشیدهیچ فرد دیگر ی جز خود شما مسئول شادی شما نمیباشد.
دوکتور عبدالبشیر" سخی زاده"
25/11/1388
ادامه...